مطمئن باش و برو
ضربه ات کاری بود
دل من سخت شکست
و چه زشت به من و سادگیم خندیدی
به من و عشق پاکی که پر از یاد تو بود
و به یک قلب یتیم که خیالم می گفت
تا ابد مال تو بود
تو برو، برو تا راحت تر
تکه های دل خود را آرام
سر هم بند زنم
برچسب:
نویسنده: حامد شایسته