خرید بک لینک
گاه گاهی که دلم می گیرد به تو می اندیشم خوب در یادم هست چه شبی بود آن شب! تو همان نوگل دیرینه و من برگ زردی که فتاده است به خاک و من اندر عجب این دیدار که تو بعد از سال ها هم چنان زیبایی! کاش می دانستی که چه کردی با من در همان لحظه که لبریز ز شوقت بودم چشم بر گرداندی و مرا سوزاندی …… …… سیب سرخی رابه من بخشید رفت ساقه سبزدلم راچید رفت عاشقی های مراباورنکرد عاقبت برعشق من خندیدرفت اشک درچشمان سردم حلقه زد بی مروت اشکهایم رادید رفت …… …… گفتم دوستت دارم نگاهی به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود …… …… هر کسی هم نفسم شد دست آخر قفسم شد من ساده به خیالم که همه کار و کسم شد …… …… هیچکس نیست که در زلالی خاطراتم تیرگی تنهایی هایم را بزداید؟ کسی نیست تنهایی بی پایان مرا با ذره ای دوستی تاخت بزند؟ …… …… نمی نویسم ….. چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی! حرف نمی زنم …. چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی! نگاهت نمی کنم …… چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی! صدایت نمی زنم ….. زیرا اشک های من برای تو بی فایده است! فقط می خندم …… چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام …… …… کاش کسی تو دلمون پا نمیذاشت… کاش اگه پا میذاشت دلمون رو تنها نمیذاشت… کاش اگه تنها میذاشت رد پاش رو روی دلمون جا نمیذاشت عشق ورزیدن خطاست حاصلش دیوانگی ست عشق ها بازیچه اند عاشقان بازیگر این بازی طفلانه اند عشق کو ؟! عاشق کجاست ؟! معشوق کیست؟

برچسب: نویسنده: حامد شایسته تاريخ: دوشنبه 25 فروردين 1393 ساعت: 18:45

صفحه بندی